کارگاه مدیریت پسماند شهری - شهرستان خدابنده

دوره 24 ساعته آموزش تخصصی مدیریت پسماند شهری در روزهای 25 لغایت 28 اردیبهشت ماه برای کارکنان شهرداری‌های شهرستان خدابنده در محل سازمان مدیریت بحران شهر قیدار برگزار گردید.

طبق روال گذشته برگزاری این دوره با همکاری مرکز آموزش علمی کاربردی سازمان همیاری شهرداری‌های استان زنجان و انجمن توان افزایان زندگی سبز برگزار گردید.

سرفصل دروس این دوره شامل اصطلاحات رایج پسماند، طبقه بندی انواع پسماند شهری، مضرات و مشکلات پسماند، شهرها و مسائل دفن پسماند، بازیافت در ایران و سایر کشورها، استراتژی‌های مقابله با پسماند سیگار و آدامس، کاهش پسماند و استفاده دوباره، بازیافت، قوانین و مقررات مدیریت پسماند و... بود.

پویش زنگین، حاج محمود و بانو

شاید برای خیلی ها به ویژه برای ما جوانترها درک این موضوع که افراد مسن سرمایه اجتماعی هستند کمی نامانوس باشد!

برای خود من هم تا مدتها موضوعی حل نشده بود.

اما چندین بار در موقعیت‌های مختلف شاهد درستی و صحت این حرف بوده‌ام.

نمونه اخیر آن آشنایی با حاج محمود آقای اوصانلو و همسر مهربانشان بود که روز گذشته دخترشان با بنده تماس گرفت و گفت: مادرم در حدود 1000 عدد درب بطری جمع آوری کرده و چیزهایی در مورد پویش شما شنیده اما شماره‌ای از شما نداشته تا این دربها را تحویل دهد تا اینکه خودم شماره شما را از روی یکی از مخازن موجود در سطح شهر برداشتم و برای هماهنگی با شما تماس گرفتم.

عصر همان روز به نشانی که برایم ارسال شده بود رفتم تا برحسب وظیفه، شخصا دربهای بطری را تحویل بگیرم.

خانه را به هر زحمتی که بود در بافت قدیمی و در مسیر کوچه‌های تو در تو پیدا کردم، زنگ در را فشار دادم و کمی منتظر ماندم تا صاحب خانه برای تحویل دادن دربها بیاید. پس از مواجهه با حاج محمود آقا، با برخوردی غیرمنتظره از او مواجه شدم و در حالی که تاکنون همدیگر را ندیده بودیم، با رویی گشاده پذیرای من شد و دعوت کرد تا وارد خانه‌اش شوم.

خانه‌ وضعیتی نابسامان داشت و در گوشه و کنار آن لوازم و مصالح بنایی خود نمایی می‌کرد. در گوشه‌ای شن و ماسه، در گوشه دیگر کاشی و سرامیک. استاد بنا هم در حال سرامیک کاری کف ساختمان بود و اتفاقات اطراف کوچکترین خللی در انجام اموراتش ایجاد نمی‌کرد!

آقای اوصانلو مرا به آشپزخانه که ظاهرا تنها قسمتی از خانه بود که تیشه بنا به آنجا راه پیدا نکرده بود دعوت کرد و به محض نشستنم، استکانی چای برایم ریخت و با ظرف خرما در مقابلم گذاشت و شروع کرد به صحبت کردن. اول در مورد دلایل بنایی صحبت کرد و بعد رفت به سراغ طرح سوال در مورد فعالیت پویش ما. از اینکه فقط درب بطری جمع آوری میکنیم یا هرچیز دیگری و اینکه با دربهای جمع آوری شده چه می‌کنیم و سوال‌هایی از این دست.

همینطور که مشغول گپ و گفت بودیم، حاج محمود بلند شد و به سمتی اتاقی رفت که همسرش در آنجا بود، او را صدا کرد تا به جمع ما بپیوندد و دربهایی که جمع آوری کرده بود را تحویل من دهد.

خانم آقای اوصانلو زنی بود مهربان و خوش‌رو همچون همسرش که فقط با لبخند به صحبت‌ها و ابراز ارادت‌های من پاسخ می‌گفت. به گوشه‌ای از آشپزخانه رفت و کیسه پلاستیکی پُر از دربهای بطری را از پشت یخچال بیرون آورد و روبروی من گذاشت. دستمالی آورد تا گرد و خاک حاصل از بنایی که روی پلاستیک انباشته شده بود را پاک کند. اول امتناع کردم و گفتم ایرادی ندارد اما از او اصرار که باید تمیزش کند و تمیزش کرد.

تقریبا نیم ساعتی به همین منوال گذشت و با حاج محمود از هر دری سخنی گفته بودیم و حتی نحوه مصرف داروهای او را نیز از روی دستورالعمل داخل جعبه دارو برایش خوانده بودم.

کم کم برای اینکه رفع زحمت کرده باشم، از حاج محمود شماره تماسش را گرفتم و به اوگفتم خوشحال می‌شوم باز هم شما را زیارت کنم و به واقع همین طور هم بود. خداحافظی کردیم و من خوشحال از این مهمان نوازی، با پلاستیکی مملو از درب بطری، پشت سر خود درِ خانه را بستم.

در راه به این فکر می‌کردم که در این نیم ساعت به واقع لذت بردم از همنشینی با انسان‌هایی زلال و از جنس مهربانی که حرفشان با عملشان یکی می‌نمود. همان‌ها که به قول بسیاری، سرمایه‌های اجتماعی می‌خوانیمشان و دلی دارند به وسعت تمام اقیانوس‌های جهان.

بسیار خرسندم از اینکه با راه اندازی پویش مردمی زنگین، این امکان برایم مهیا شد تا با گروه بزرگی از خوبان و بزرگواران این شهر و دیار آشنا شوم. افرادی که اگر پویشی به نام زنگین، دغدغه‌ای با عنوان محیط زیست و باوری به اسم کنشگری اجتماعی نمی‌بود، شاید هرگز افتخار آشنایی با آن‌ها برایم فراهم نمی‌شد و شاید هرگز درک دُرستی از اهمیت «تعامل» نمی‌یافتم. 

کارگاه مدیریت پسماند روستایی - بخش بزینه رود و افشار

کارگاه شانزده ساعته مدیریت پسماند روستایی در تاریخ‌های بیست و یکم و بیست و سوم اردیبهشت ماه برای دهیاران بخش بزینه رود و افشار شهرستان خدابنده با همکاری مرکز آموزش علمی-کاربردی سازمان همیاری شهرداریهای استان زنجان و انجمن توان افزایان زندگی سبز (اتازیس) برگزار گردید.
طبق روال گذشته، در این کارگاه دو روزه نیز آموزش‌های مقدماتی مدیریت پسماند روستایی مطرح و منابع مطالعاتی کاربردی جهت اطلاع شرکت کنندگان ارائه گردید.

یک تیر دو نشان/ درب بطری جمع شود وانگهی ویلچر شود

درب‌های بطری تجزیه‌پذیر نیستند و برای قرن‌ها در طبیعت باقی‌ می‌مانند. ثمن‌های مردم‌نهاد از این فرصت استفاده می‌کنند و با جمع‌آوری این درب‌ها و فروختن آن به‌ کارگاه‌های بازیافت هم به حفظ محیط زیست کمک می‌کنند و هم با پول بدست آمده برای نیازمندان معلول، ویلچر می‌خرند. یک تیر دو نشان.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری از زنجان- مجید بابائی، چند سال پیش، یک بانوی ایرانی سفری به ترکیه داشتند. در آنجا با کمپینی مردم‌نهاد آشنا می‌شوند که با هدف خرید ویلچر برای افراد معلول، درب‌های بطری آب، نوشابه، شامپو و… را جمع می‌کنند و با فروش آن برای افراد معلول نیازمند، ویلچر می‌خرند. او به قدری به این موضوع علاقه‌مند می‌شود که پس از بازگشت، در شهر خود تعدادی محل برای دریافت درب‌ها از شهروندان تعیین و معرفی می‌کند. او با طراحی و چاپ پوستر و چسباندن آن در مراکز عمومی، مردم را با کمپین خود آشنا می‌کند. با گذشت زمان، این حرکت مردمی، در سایر شهرها شناخته می‌شود و از این طریق ویلچرهایی برای افراد معلول خریداری می‌شود. پویش مردمی زنگین، کمپینی از همین جنس در شهر زنجان می‌باشد که در ادامه، گفتگویی با یکی از اعضای این ثمن خواهیم داشت:

  • سلام. ممنون می‌شوم خودتان را به خوانندگان این گزارش معرفی کنید؟

سلام. من امین خزاعی هستم از اعضای پویش زنگین و از فارغ‌التحصیلان دانشگاه زنجان.

  • ایده‌ی جمع‌آوری درب‌های بطری از کجا به ذهنتان رسید؟

ایده‌ی اولیه‌ی جمع‌آوری درب بطری به دو سه سال قبل برمی‌گردد که یک خانم گردشگر ایرانی با این موضوع در کشور ترکیه آشنا می‌شود. او پس از بازگشت به ایران، اولین پویش مردمی جمع‌آوری درب بطری را در شهر تبریز آغاز می‌کند. با گذشت زمان، این اید‌ه‌ مورد استقبال حامیان محیط زیست و حتی خیرین قرار می‌گیرد. در شهرهای بزرگ مثل مشهد و تهران این پویش جای خوبی برای خودش باز کرده است. ما هم به پیشنهاد یکی از دوستان، در آذرماه سال 1395 این پویش را در زنجان به راه انداختیم

  • چرا فقط درب بطری جمع‌آوری می‌کنید؟

درب‌های بطری را به این خاطر که جنس خالص و مرغوبی دارند جمع‌آوری می‌کنیم. فضای کمتری اشغال می‌کنند، 300 کیلوگرم درب بطری تنها نیازمند یک فضای دو در یک است. حمل این درب‌ها برای پویش، خیلی راحت است و پس از قرار گرفتن در چرخه‌ی بازیافت، برای ساخت لوازم اداری و تجاری استفاده می‌شوند.

از طرف دیگر جنس درب بطری با جنس خود بطری متفاوت است. هرکدام نقطه‌ی ذوب متفاوتی دارند و اگر در دستگاهی با یک دمای ذوب قرار بگیرند، برای دستگاه مشکل فنی رخ می‌دهد.

مورد دیگر اینکه، درب‌های بطری بااینکه اندازه‌ی کوچک‌تری دارند ولی اثرات تخریبی زیادی برای محیط زیست ایفا می‌کنند. این درب‌ها ازآنجایی‌که تجزیه‌پذیر نیستند برای قرن‌ها در طبیعت باقی‌ مانده و آنچه از بین می‌رود خود طبیعت است تا درب بطری.

  • نگاه‌ها و برخورد اطرافیان به این پویش چگونه بوده است؟

پویش جمع‌آوری درب بطری، موضوع غریبی برای مردم نبوده و نیست. در زنجان، قبل از پویش زنگین، حرکت‌هایی انجام گرفته بود ولی به شکل ضعیف. آنچه ما در ابتدا انجام دادیم تشکیل یک گروه تلگرامی بود و از طریق اطلاع‌رسانی، توانستیم نگاه‌های بسیاری از مردم را به پویش جلب کنیم. خود بنده، در مهمانی‌هایی که حضور پیدا می‌کردم، درب‌های بطری را جمع می‌کردم. این موضوع برای بسیاری از دوستان و فامیل مورد سؤال بود. هدف پویش را که برایشان تشریح می‌کردم، می‌دیدم که علاقه نشان می‌دهند. بعداً همین افراد، خودشان وارد پویش می‌شدند.

با همکاری و همراهی بسیاری از همین علاقه‌مندان، مخازنی که مخصوص درب‌های بطری بود را در مکان‌هایی مثل دانشگاه، مدارس، تالارهای پذیرایی، باشگاه ورزشی و… قرار دادیم. هرکدام از این مخازن ظرفیت حدود 2500 درب بطری را دارد. هر وقت که پر شود مسئول آن مکان با ما تماس گرفته و برای تخلیه‌اش مراجعه می‌کنیم.

  • پویش با همکاری و همراهی چه کسانی شکل گرفت؟

ابتدای پویش از دانشگاه زنجان شروع شد. بالاخره این طبیعت دانشگاه است که بایستی خلاق بوده و ایده‌های نو بدهد. به پیشنهاد یکی از کارمندان دانشگاه، این پویش را ایجاد کردیم و در ادامه با تشویق‌ها و حضور تعدادی از اعضای هیئت‌علمی دانشگاه، دانشجویان علاقه‌مند به این موضوع، انجمن توان‌افزایان زندگی سبز، گروه علوم محیط زیست و همچنین انجمن علمی محیط زیست دانشگاه، توانستیم به پویش سرعت بدهیم. با کمک‌های مادی و معنوی سازمان مدیریت پسماند شهرداری زنجان هم توانستیم مخازن جمع‌آوری درب‌های بطری را تهیه کنیم.

  • آیا باز برنامه‌ای شبیه خرید ویلچر دارید؟

قطعاً این پویش ادامه‌دار خواهد بود. با پول سری اول پویش، اولین ویلچر را خریداری کرده و به موسسه خیریه رعد اهدا کردیم. اتاق فکر پویش متشکل از تعدادی افراد دغدغه‌مند است که در آنجا صحبت می‌کنیم که پویش را به چه شکل ادامه بدهیم. هدف اصلی این است که با پولی که در پویش به دست می‌آید بتوانیم گره از مشکل نیازمندی باز کنیم.

 

خبرگزاری علم و فناوری - 22 اردیبهشت 1396 - شناسه خبر: 11921

کارگاه مدیریت پسماند روستایی - بخش سجاسرود

کارگاه شانزده ساعته مدیریت پسماند روستایی در تاریخ‌های سیزدهم و چهاردهم اردیبهشت ماه برای دهیاران بخش سُجاسرود شهرستان خدابنده با همکاری مرکز آموزش علمی-کاربردی سازمان همیاری شهرداریهای استان زنجان و انجمن توان افزایان زندگی سبز (اتازیس) برگزار گردید.
طبق روال گذشته، در این کارگاه دو روزه نیز آموزش‌های مقدماتی مدیریت پسماند روستایی مطرح و منابع مطالعاتی کاربردی جهت اطلاع شرکت کنندگان ارائه گردید.

کارگاه مدیریت پسماند روستایی - شهرستان ایجرود

کارگاه شانزده ساعته مدیریت پسماند روستایی در تاریخ‌های ششم و هفتم اردیبهشت ماه برای دهیاران بخش مرکزی شهرستان ایجرود با همکاری مرکز آموزش علمی-کاربردی سازمان همیاری شهرداریهای استان زنجان و انجمن توان افزایان زندگی سبز (اتازیس) برگزار گردید.
در این کارگاه دو روزه، آموزش‌های مقدماتی مدیریت پسماند روستایی مطرح و منابع مطالعاتی کاربردی جهت اطلاع شرکت کنندگان ارائه گردید.