چند دهه‌ای می‌شود که حرف و حدیث بر سر مسائل محیط زیستی و گل سرسبدشان مسئله تغییر اقلیم موضوعی فراگیر و جهانی شده است. ما هم از منابع مختلف چیزهای زیادی در رابطه با معضلات ناشی از این پدیده شوم شنیده و دیده‌ایم. کتاب‌ها و مقالات معتبر بسیاری نیز در این خصوص نوشته شده و هر دانشمندی بر اساس نتایج مطالعات خود مطلبی را له یا علیه این پدیده بازگو کرده است. در این بین شاخه‌های مختلفی از علوم (مهندسی، پایه و انسانی) به یاری علم محیط زیست شتافته و دانشمندان هریک از این حوزه‌ها در جهت ارائه دیدگاهی تخصصی و با هدف رسیدن به نتیجه‌ای همه جانبه تلاش می‌نمایند. 

نکته جالبی که چندی پیش در وب سایت "The Consensus Project" یافتم اشکال گرافیکی بودند که در خصوص عوامل اصلی تغییر اقلیم و همچنین راه‌حل های ارائه شده توسط دانشمندان برای برون رفت از این معضل ارائه شده بود. در یکی از این گراف‌ها که تصویر آن را در پایین می‌بینید به هزینه‌های رکود و بی‌حرکتی و هزینه‌های مربوط به اقدام عملی در خصوص مسائل اقلیمی اشاره شده.

با دیدن تصویر بالا این سوال برای من پیش آمد که چنانچه این موضوع اثبات شده است و تاثیرات اقدامات عملی در خصوص مقابله با تغییرات انسان ساخت تا این اندازه موثق به نظر می‌رسد، پس چرا صاحبان صنایع و غول‌های تجاری جهان و مخصوصا آن‌هایی که ضرر رسان‌ترین صنایع را در اختیار دارند، از موضع خود کوتاه نیامده و همچنان بر خر شیطان سوار بوده و چهارنعل می‌تازند؟!

به نظر نگارنده و در ساده‌ترین حالت ممکن این صنایع با در اختیار داشتن سرمایه‌های کلان و ثروت بی‌اندازه زیاد چنانچه به دنیای انرژی‌های پاک ورود کنند قطع به یقین خواهند توانست زودتر از آن‌چه تصور می‌شود به قائله مسئله تغییر اقلیم خاتمه دهند و علاوه بر دستیابی به سودی برابر و یا حتی بیشتر، جماعتی را از مواجهه با مشکلات فعلی و آتی رهایی دهند!

حقیقتا چه رازی در منابع سوخت فسیلی نهفته که سرمایه داران این حوزه را اینچنین شیفته خود کرده که حاضر نیستند از مواضع خود کوتاه بیایند و در مسیری حرکت نمایند که غالب مردم و مخصوصا دانشمندان خواهان آن هستند. مسیری که 97 درصد دانشمندان اقلیم شناسی بر درستی آن صحه گذاشته‌اند. 

گمان می‌کنم مشکل این جماعت همین ضرب‌المثل معروف ایرانی است که می‌گوید:

ترک عادت موجب مرض است!